|
1-
از
يه معتاده مي پرسن چطوري معتاد شدي ؟ ميگه با بچه ها قرار گذاشتيم تعطيلي ها
بکشيم يهويي خورديم به تعطيلات نوروز!
2-
يارو داشته
پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از
فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو
گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
3-
به مرغه ميگن به
جون بچهت قسم بخور، ميگه: به تخمم!!
4-
ترکه بچش ميره كلاس رقص" تكنو ياد ميگيره مياد جلو باباش
هليكوپتري ميزنه باباش با آر - پي - جي ميزنتش!
5-
به ترکه مي گن شغلت چيه؟مي گه:يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو به
کسي نمي گه!
6-
تركه ميميره چون عكس نداشته تا گردن خاكش ميكنن
7-
تركه جونش به لبش ميرسه...تف ميكنه ميميره!
8-
تركه پشتش
ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!
9-
ترکه از
کنار يه گاو رد ميشده ؛ گاوه ميکه "ماااا...ااا"
ترکه ميگه : "ما بيشتر!!
10- تركه
داشته با كليد گوششو پاك ميكرده يهو گردنش قفل ميشه!
11-
بچه تخسه ميره
پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات،
من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال
نداره، جلوگيري ميكنيم!!!
12-
تركه ميره تو
يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده
ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!
13-
تركه واستاده
بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما
برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت
خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده،
اتوبوس كه چپ نكرده!
14-
لره داشته تو
لسآنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا
داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!!
15-
تركه رفته بوده
داروخونه نوار بهداشتي بخره، اونجا ميبينه فروشندهه يك دختر شاستي بالا ،تركه
هم مياد يكم كلاس بگذاره، ميگه: ببخشيد، بيزحمت يك بسته سيدي بهداشتي
بدين!
16-
تركه خوابش
سنگين بوده، تختش ميشكنه!
17-
پسر اصفهونيه
تازه رفته بوده كلاس دوم، معلمش ازش ميپرسه: دو دو تا؟ پسره ميگه: چهارتا.
معلمه ميگه: باريكلله.. بيا اينم چهار تا گردو جاييزت. حالا بگو ببينم، دو
سه تا؟ پسره ميگه: يك گوني!
18-
يك سري فك و
فاميل واسه ناهار اومده بودن خونة يك زوج تازه بچهدار شده، سر ظهر همه
دورتادور نشسته بودن پاي سفره و منتظر عروس خانوم بودن تا غذا رو شروع كنند.
مادر داماد داد ميزنه: دخترم بيا ديگه! عروس خانم از تو اتاق داد ميزنه:
شرمنده، اين بچه ريده... شما بخوريد تا من بيام!!
19-
آبادانيه نشسته
بوده وسط صحرا، داشته فكر ميكرده. بعد يك مدت يك آبادانيه ديگه مياد، بهش
ميگه: ولك برو يكم اونورتر، جا باز شه ماهم بشينم
20-
از تركه ميپرسن:
ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!
21-
كچله ميرسه
سلموني، تا از در ميره تو همه ميزنن زير خنده... كچله هم ميگه: چيه؟ اومدم آب
بخورم
22-
روزي شاگردي
از معلمش پرسيد:
آقا چرا بعضي ها ميگن كتاب, متاب يا ماست,
پاست
و.....
معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند....!!!
23-
تركه سوار
آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها!
حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!
24-
لره داشته با
تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر
محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
25-
ترکه ميره
مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو
زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟
ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!!!
26-
تركه بچش بعد از
عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!!
27-
ميخواستن بن
لادن رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو
ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش
بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا
هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!!!
28-
تركه ميره زير
ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!
29-
به ترکه ميگن:
ميدوني امام حسين کجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: کربلا. ميگه: اي خوشا به
سعادتش!!
30-
سوسكه مست ميكنه، شب ميره بغل دمپايي ميخوابه!
31-
يه پيره زنه لخت ميره جلو شوهرش ميگه برات
لباس عشق پوشيدم، پيرمرده ميگه: خوبه ولي کاش اتوش مي کردي
!
32-
بسيجيه
زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميگه
بابات رو بپيچون بريم نماز جمعه !
33-
ترکه فيلم جنگي ميبينه. آخر فيلم که تموم
ميشه جو ميگردش سينه خيز ميره تلويزيون را خاموش ميکنه.
|